آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

378

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

خان هم يكى از مستخدمين خود را به دربند نزد نمايندهء شاه فرستاده بود كه پس از چند روز انتظار سورخو خان براى ما پيغام فرستاد كه پيك بازگشته و حتى نوشته‌اى هم از امام قلى براى سفرا همراه داشته است ، لكن نامه را در تيردان خود گذاشته بود و هنگامى كه تيرى از آن بيرون كشيده تا حيوانى را كه سر راه او آشكار شده بود بزند نامه نيز با اين تير از تيردان خارج و مفقود شده است . پيك دوباره براى گرفتن نامه ديگرى به دربند رفته است . ما نمىدانستيم جريان از چه قرار است دوباره دچار نگرانى شديم . پس از سرآمدن ماه آوريل كه به ما مانند هوايش بد گذشت ، دو نفر روس را نزد سلطان محمود فرستاديم تا براى گذشتن از منطقه به طور آزاد با او صحبت كند . روز بعد يعنى دوم ماه مه اين دو نفر در معيت چهار تاتار بازگشتند و از سلطان محمود پيغام آوردند كه او پىبرده است كه سورخو خان وى را نزد سفرا يك در دو غارتگر معرفى كرده و نمىداند به چه سبب چنين تهمتى به او مىزنند و در موقع مناسب انتقام خود را از سورخو خان خواهد گرفت ، و در برابر ما جز دوستى و خدمتگزارى كارى ديگر نكرده است ، چنانچه ما به او اطمينان نداريم حاضر است براى جلب اعتماد ما سه نفر از افراد و نزديكان سرشناس خود را به عنوان گروگان نزد ما برستند كه آن‌ها را با خود ببريم يا اين‌كه تا زمانى كه بدون مانع از سرزمين او مىگذريم آن‌ها را به سورخو خان بسپاريم . اين پيشنهاد دوستانه نيز سبب نشد كه ما بدانيم به چه كسى بايد بيشتر اعتماد كنيم . اين سلطان محمود بر خلاف پدرش كه او نيز سلطان محمود نام داشت به عنوان دزد و غارتگر آن‌چنان معروف نبود ، ولى به سبب داشتن چنان پدرى و نيز ويژگىهاى كلى تاتارهاى داغستان به او مشكوك بوديم . به‌هرحال ما پيشنهاد او را پذيرفتيم و براى اينكه هر چه زودتر حركت كنيم